من کيستم، من که بودم، که خواهم بود..
من سکوت شکسته ام..من سايه اي سرد بودم،
و با تو آسمان را لمس خواهم کرد.
تکاپوي من و کاغذ. تلاشي براي بيان حسي است که تو به من داده اي.
کوچک است دستان من براي بيان بزرگي تو. تمام زبان ها،دفترها و بودن ها..
براي بيان تو کم رنگ است.
هيچ چيز مرا بيان نمي کند و تو را ترسيم..
تنها مي دانم که خوبم و با تو خوب تر خواهم بود.
مي دانم که تو را دوست دارم و نخواهم جز تو هر آنچه که هست..
آري ديوار تنهايي من در اين گذرگاه امروز فرو ريخته.
و خزان من به غربت رفته.
تو زمستان روح خسته مرا مي راني.
آري من امروز دوردست ترين افق ها را مي شنوم.
و باز هم سکوت..
سکوت هاي طولاني من
$("div.commhtm img").each(function () {
if ($(this).attr("em") != null) {
$(this).attr("src","http://www.parsiblog.com/Images/Emotions/"+$(this).attr("em")+".gif");
}
});