• وبلاگ : نازنين غزل غزل داد
  • يادداشت : اي همنورد وادي شبهاي بي كسي...
  • نظرات : 0 خصوصي ، 26 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    من کيستم، من که بودم، که خواهم بود..

    من سکوت شکسته ام..من سايه اي سرد بودم،

    و با تو آسمان را لمس خواهم کرد.

    تکاپوي من و کاغذ. تلاشي براي بيان حسي است که تو به من داده اي.

    کوچک است دستان من براي بيان بزرگي تو. تمام زبان ها،دفترها و بودن ها..

    براي بيان تو کم رنگ است.

    هيچ چيز مرا بيان نمي کند و تو را ترسيم..

    تنها مي دانم که خوبم و با تو خوب تر خواهم بود.

    مي دانم که تو را دوست دارم و نخواهم جز تو هر آنچه که هست..

    آري ديوار تنهايي من در اين گذرگاه امروز فرو ريخته.

    و خزان من به غربت رفته.

    تو زمستان روح خسته مرا مي راني.

    آري من امروز دوردست ترين افق ها را مي شنوم.

    و باز هم سکوت..

    سکوت هاي طولاني من $("div.commhtm img").each(function () { if ($(this).attr("em") != null) { $(this).attr("src","http://www.parsiblog.com/Images/Emotions/"+$(this).attr("em")+".gif"); } });