
بيا. عزيزم. بيا و
طراوت آن سالها را به گونه هاي ترکيدهء من نشاندي
.به اين آسمان برگردان.
چه دير فهميدم آهنگ صداي تو و موسيقي يکي ست..
ديگر من مانده ام و جام خالي لحظه ها
نزديکتر بيا هنوز هم صيد ناب ترين لحظه ها را
بايد از گيسوان تو پي گرفت
سلام.به روح پاک و بهشتي تو برادر عزيزم..محمد جان..کاش بودي عزيز. کاش بودي ميديدي چگونه عطر حضورت در عمق لحظه هايم جاريست..کاش بودي و ميديدي.؟ولي تو نيستي که ببيني..
تقديم.به روح اسمانيت..
ازعشق؛ تا عشق..اعتنا مکن؛..
؛ من به تو دل سپرده ام.
.تو به من اعتنا مکن.
؛جوابم ار نمي دهي
.طعنه مزن جفا مکن
؛قبلهء حاجات مني.
.روي نشان نمي دهي.
؛ گاه نماز مي شود
واجب من قضا مکن؛
؛ صورت ظاهرم مبين.
..جان به لب رسيده ام.
؛ راضي اگر نمي شوي.
به اين هم اکتفا مکن؛
؛ جز تو که ناز مي کني
.با که نياز آورم
؛ غريب اين ديار را
به حال خود رها مکن؛
؛ تمام آرزوي من
در تو تمام مي شود.
؛ تمام کن بهانه را
طفره مرو ريا مکن ؛
؛ تو از من آشناتري
.به درد سينه سوز من.
؛ امان من بريده اي
بخند و اعتنا مکن ؛
؛ بزن. بزن به تيغ غم
. ببند و زير پا فکن .
؛ نشان گرفته اي مرا
.بزن ولي خطا مکن
چه مي شود که بگذري.
به روي من نياوري.
؛ بجرم هر سبک سري
. چون و چرا به پا مکن
؛ من به اميد لطف تو
. دست طلب گشاده ام.
؛ چاره اگر نمي کني
وعده بده وفا مکن؛
وعده بده وفا مکن؛؛
.............................................................................
. ديگر کسي نماند و تنها تو با مني
رفتن از برم همه اما تو با مني..
بار سفر به مقصد خورشيد بسته ام..
اين سايه است در پي من يا تو با مني..
در اين کوير تشنه سيراب از عطش
با سينه اي به وسعت دريا تو با مني .
سمت خداست عقربهء چشم هاي تو....
ديگر چه جاي قبله نما تا تو با مني...
امشب از کوچه مي گذرم بي هراس تيغ..
مي دانم اي قلندر شبها تو با مني..
اي همنورد وادي شبهاي بي کسي
تا سرزمين روشن فردا تو با مني...
با من بمان که در دل اين دشت پر هراس.
............تنها تر از خدايم و تنها تو با مني ..
.........تنها تر از خدايم و تنها تو با مني
............................................................................................
[9/4/1386- 1:6 ص] در دل شب .ياد تو مهتاب من است
[17/3/1386- 2:9 ع] به زمزمه مي گويم؟
[28/12/1385- 3:51 ص] خوش آن رندي که چو پياله گرفت..نخست ياد حريفان خسته جان افتاد.؟
[13/9/1385- 4:49 ص] ميلاد ايه روان مهرباني مبارک
[7/6/1385- 8:50 ع] .رنگين ترين رنگ
[27/4/1384- 1:19 ص] اي همنورد وادي شبهاي بي کسي...
[11/3/1384- 3:6 ص] يادي از مهرباني و گذشت.
[13/2/1384- 3:7 ص] بيست و دومين روز شهادتت مبارک محمد عزيزم..
[7/2/1384- 8:4 ص] دارد عادت ميشود.. چطور بعد تو محمد عزيزم..زندگي کنم..کاش نمي شد.
[5/2/1384- 7:4 ص] محمد عزيزم.. شهادت مبارک.عزيز دلم. گل خوش عطر و طراوتم.عشق سرشار
[31/1/1384- 6:13 ص] شهادت
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 23
کل بازديد :19069
يک کمترين همه هستم.اهل خرم اباد ساکن تهران .پيمانکار ساختمان
نام: | |
ايميل: | |
