ياد، کليد اُنس گرفتن است . [امام علي عليه السلام]
اي همنورد وادي شبهاي بي کسي... - نازنين غزل غزل داد
  • پست الکترونيک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسي بلاگ
  • پارسي يار
  • در ياهو
  •  


    بيا. عزيزم. بيا و 
      طراوت آن سالها را به گونه هاي ترکيدهء من نشاندي
     .به اين آسمان برگردان.
     چه دير فهميدم آهنگ صداي تو و موسيقي يکي ست..
      ديگر من مانده ام و جام خالي لحظه ها
      نزديکتر بيا هنوز هم صيد ناب ترين لحظه ها را
    بايد از گيسوان تو پي گرفت
    سلام.به روح پاک و بهشتي تو برادر عزيزم..محمد جان..کاش بودي عزيز. کاش بودي ميديدي چگونه عطر حضورت در عمق لحظه هايم جاريست..کاش بودي و ميديدي.؟ولي تو نيستي که ببيني..


     


    تقديم.به روح اسمانيت..


    ازعشق؛ تا عشق..اعتنا مکن؛..


     


     ؛ من به تو دل سپرده ام.
     .تو به من اعتنا مکن.
     ؛جوابم ار نمي دهي 
     .طعنه مزن جفا مکن
     ؛قبلهء حاجات مني.
     .روي نشان نمي دهي.
     ؛ گاه نماز مي شود
      واجب من قضا مکن؛
     ؛ صورت ظاهرم مبين.
     ..جان به لب رسيده ام.
     ؛ راضي اگر نمي شوي.
     به اين هم اکتفا مکن؛
     ؛ جز تو که ناز مي کني
     .با که نياز آورم
     ؛ غريب اين ديار را
     به حال خود رها مکن؛
     ؛ تمام آرزوي من
      در تو تمام مي شود.
     ؛ تمام کن بهانه را
     طفره مرو ريا مکن ؛
     ؛ تو از من آشناتري
     .به درد سينه سوز من.
     ؛ امان من بريده اي
     بخند و اعتنا مکن ؛
     ؛ بزن. بزن به تيغ غم
     . ببند و زير پا فکن .
     ؛ نشان گرفته اي مرا 
     .بزن ولي خطا مکن 
      چه مي شود که بگذري.
      به روي من نياوري.
     ؛ بجرم هر سبک سري
     . چون و چرا به پا مکن
     ؛ من به اميد لطف تو
     . دست طلب گشاده ام.
     ؛ چاره اگر نمي کني
      وعده بده وفا مکن؛
    وعده بده وفا مکن؛؛


    .............................................................................


    . ديگر کسي نماند و تنها تو با مني  
     رفتن از برم همه اما تو با مني..
     بار سفر به مقصد خورشيد بسته ام..  
     اين سايه است در پي من يا تو با مني.. 
     در اين کوير تشنه سيراب از عطش
     با سينه اي به وسعت دريا تو با مني .   
     سمت خداست عقربهء چشم هاي تو....  
     ديگر چه جاي قبله نما تا تو با مني...  
     امشب از کوچه مي گذرم بي هراس تيغ..  
     مي دانم اي قلندر شبها تو با مني..  
     اي همنورد وادي شبهاي بي کسي


     تا سرزمين روشن فردا تو با مني...   


     با من بمان که در دل اين دشت پر هراس. 
     ............تنها تر از خدايم و تنها تو با مني ..
     .........تنها تر از خدايم و تنها تو با مني
    ............................................................................................



    عزت اله قهرماني ::: دوشنبه 27/4/1384::: ساعت 1:19 صبح


    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 7
    بازديد ديروز: 23
    کل بازديد :19069
     
     

     

    >>اوقات شرعي <<

    >> درباره خودم <<
    اي همنورد وادي شبهاي بي کسي... - نازنين غزل غزل داد
    عزت اله قهرماني[18]
    يک کمترين همه هستم.اهل خرم اباد ساکن تهران .پيمانکار ساختمان

    >>آرشيو شده ها<<

    >> موضوعات وبلاگ <<

    >>لوگوي وبلاگ من<<
    اي همنورد وادي شبهاي بي کسي... - نازنين غزل غزل داد

    >>اشتراک در خبرنامه<<

    نام:

    ايميل:

     

    >>طراح قالب<<