



....
انگاه که زمين دستهاي سبزش را به سمت اسمانت بلند ميکند
..انگاه که دلها قطب نما مي شوند
و تو قطب عالم وجود..انگاه که دلي ميشکند اشکي جاري مي شود
و نگاهي متوجه عظمت تو مي شود
انگاه زبان از هر سخني باز مي ايستد
و نيايش اغاز مي شود.يعني خدايا
هر لحظه عمرم به تو محتاجم مرا درياب.
و به نام تو اغاز ميکنم.
.بنام تو که پر از اميد و برکت و زيباييست.
با تو اغاز ميکنم. اي که
ذکر نامت روح بخش وجان فزاست..و طنين يادت شور افرين
تا تو با مني به من شري نخواهد رسيد
اي پروردگار توانا..
.. اکرم و اعظم.....
اي خداي عالم و ادم...
.اي که از در بخشندگي و زيبا نوازي ..صورت خوب افريدي و سيرت زيبا



سلام.
سلام يعني .عزيزي و تو را دوست دارم..سلام....
...سلام يعني.از من به تو شري نمي رسد.....سلام
سلام يعني.بيا يک دل و يک زبان و همراه باشيم.سلام.
سلام يعني.ارزوي سلامت و تندرستي براي تو.سلام
.سلام به شماعزيزان ودوستان پيشاني بلند.
و درجه يک ونازنين..اين سرزمين
سلام.



ليمو شيريني مي رود ليمو شيريني مي ايد.
..سيبي ميرود سيبي مي ايد.
پاي برهنه در چمن زاران قدم مي زنيم.....
و در اين روزها
.. پندار هاي ما در برف لطيف صبح تهران موج مي زند
زيباترين و ناياب ترين بامدادان بهاري اينجاست..
.........صبح هاي که ما را در اغوش مي فشارند
صبح هاي که مارا دوست دارن.
.ووقتي قلبي با تپش هاي جواني ميکوبد.
.هر روز زندگي خود به خود
باشکوه هست و زندگي به هر گونه که باشد..
...افسانه ايست سّرور اميز .
.و به يادماندني و جاودان
شگفت زده. به مرغان هوا نگاه ميکنيم.....و شگفت زده .پروازشان را تماشا مي کنيم
وقتي پرندگان از نظر دور شدن.....
.....ارام و افسون شده .
.در جاي خودمان مي ايستيم
زندگي در اينجا در ايران...
در تهران. چه خوب است.پندار ماست که همراه انها در دشت
واسمان به پرواز است...
.در کوچه هاي آبشار.. وصد توماني ها..تصنيف هاي شادي اور
خواند مي شود.در مضمون بزرگ داشت زندگي و به اواز از خداوند
سپاسگذاري مي کنيم
که اي سرزمين سبز فام .و..کهن سال ما..
.اي سرزمين طلايي....
.اي سر زمين جاويدان
اي سر زمين شهيدان
اي سرزمين شجاعان
و اي سر زمين مهربانان
با سپهر معلق نيلگونه ..
و قوس رنگين کمان ها..
جاودان بمان.
جاودان بمان.
جاودان



ببين باز بت هاي سنگي .................به لب ها عسل ميزنند
به غمزه شکر پارگي .................... شهر ما را مثل ميزنند
ببين باز مهتاب الک مي کند..... چه زيبا زمين را بزک مي کنند
به شوخي سر شاخه ها بلبلان ... دل خويش را ني لبک مي کنند
چه با مزه با ترکه. بيد و باد........کف پاي شب را فلک مي کنند
ببين باز خورشيد الک ميکند.".......چه زيبا زمين را بزک مي کند
با ارزوي اينکه پيشاني بند سلامت و تندرستي.هميشه بر پيشاني داشته باشيد
و صدفهاي دلتان پر از گوهر هاي محبت







يا حق
کمترين همه شما 
بدرود





تا ديداري


[9/4/1386- 1:6 ص] در دل شب .ياد تو مهتاب من است
[17/3/1386- 2:9 ع] به زمزمه مي گويم؟
[28/12/1385- 3:51 ص] خوش آن رندي که چو پياله گرفت..نخست ياد حريفان خسته جان افتاد.؟
[13/9/1385- 4:49 ص] ميلاد ايه روان مهرباني مبارک
[7/6/1385- 8:50 ع] .رنگين ترين رنگ
[27/4/1384- 1:19 ص] اي همنورد وادي شبهاي بي کسي...
[11/3/1384- 3:6 ص] يادي از مهرباني و گذشت.
[13/2/1384- 3:7 ص] بيست و دومين روز شهادتت مبارک محمد عزيزم..
[7/2/1384- 8:4 ص] دارد عادت ميشود.. چطور بعد تو محمد عزيزم..زندگي کنم..کاش نمي شد.
[5/2/1384- 7:4 ص] محمد عزيزم.. شهادت مبارک.عزيز دلم. گل خوش عطر و طراوتم.عشق سرشار
[31/1/1384- 6:13 ص] شهادت
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 23
کل بازديد :19069
يک کمترين همه هستم.اهل خرم اباد ساکن تهران .پيمانکار ساختمان
نام: | |
ايميل: | |
